زیانهای جامعه دراثرفروپاشی خانواده
9 شهریور 1395 ، دیدگاه 0
استاد عبدالله ذبیح زاده¬

خانواده بزرگترین و تاثیرگذارترین واحد تربیتی در جوامع به شمار می آید.به طوری که این نهاد میتواند منشاء تحولات عظیم فردی – اجتماعی ورشدارزش های انسانی در میان اعضا باشد.خانواده مهمترین نهادی است که فرد در آن پرورش می یابد.بنابراین سرمایه گذاری و افزایش تسهیلات رفاهی ، آموزشی، مشاوره ای ،بهداشت و سلامت، و توجه هرچه بیشتر به خانواده در دستورکار دولتها ،نهادها و همه ی افراد نیک اندیش قرار گرفته است .در حال حاضر خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و اگرکل جامعه را شبیه یک پیکر و یک بدن بدانیم ، خانواده درحکم سلول این پیکر زنده است و پیداست که اگر در زندگی و سلامت سلول اختلال ایجاد گردد ، زندگی کل بدن به خطر می افتد و مشکلی که دنیای امروز با آن مواجه می باشد همین است که سلامت جامعه در بنیادی ترین جزء آن یعنی خانواده به خطر افتاده و اگر این خطر از همین جا برطرف نشود ، قطعاً جوامع مورد نظر دیر یا زود متلاشی خواهند شد .

به هر حال چندی است جریان های غالب فکری ، سیاسی ، اقتصادی و رسانه ای غرب ، در مسیر سست کردن بنیان و فروپاشی خانواده حرکت می کند . اما اینک پیامدهای این جریان ویرانگر ، گریبانگیر جوامع غربی شده است . در این راستا ، بسیاری از اندیشمندان غربی انگشت اتهام خود را به سوی سیاستهای اقتصادی ، فرهنگی و آموزشی حاکم بر نظام سرمایه داری نشانه می گیرند و ابعاد مختلف این تهاجم را به دقت به تصویر می کشند .

وی افزود:ازنگاه حقوقدانان مسلمان ،خانواده یک واحد اجتماعی است که با بسته شدن عقد شرعی و قانونی بین زوجین و براساس رابطه ای حقوقی و عاطفی شکل می گیرد . این تعریف سکونت مشترک زوجین به همراه فرزندان را نیزشامل می شود . 

ذبیح زاده اظهار کرد:خداوند در سوره روم آیه 21 می فرماید : « و از نشانه های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میان شما مودت و رحمت قرار داد ... » ازدواج تمرین از خود گذشتن است و خانواده ای موفق است که اعضای آن در اندیشه سلامت و سعادت یکدیگر باشند و برای رشد و تعالی دنیا و آخرت همدیگر خود را مسئول بدانند . ازمنظر اسلام ازدواج همواره عاملی برای ارضاء نیازهای جسمی ، عاطفی ، روانی و معنوی انسان بوده و خانواده به عنوان اساسی ترین نهاد اجتماعی ، زیربنای رشد فرهنگ و تمدن بشری می باشد.

عضو هیات علمی دانشگاه شمال- آمل افزود: به هرحال ، بحران فروپاشی خانواده ، عوارض و ناهنجاریهای اجتماعی فراوانی را در غرب به دنبال داشته است . به همین دلیل ، شمار بسیاری از اندیشمندانی که دغدغه تحکیم خانواده را دارند ؛ بر آن داشته تا به واکاوی علت ها و عوامل این پدیده پرداخته و دیدگاههای خود را در قالب کتاب و مقاله در اختیار جهانیان قرار دهند.بنابراین،جامعه ای که خانواده نداشته باشد، ازکانون اصلی محبت وعاطفه نیز بی بهره است. کودکان و نوجوانانی که طعم شیرین محبت را درخانواده نچشیده باشند، نمی توانند به دیگران محبت کنند :

            حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر             به سر نکوفته باشد در سرایی را

استاد دانشگاه شمال- آمل بیان نمود که :کسی که خودش طعم محبت را نچشیده باشد چه می داند محبت چیست ؟ چه می داند بی محبتی چه درد و رنجی دارد ؟ اطفالی که در خانواده تربیت نمی شوند در بزرگسالی مبدل به شخصی بی رحم و خشن می شوند که اصلاٌ با هیچ توصیه ای نمی توان آنها را به محبت وادار کرد. پزشکان گفته اند که در دوران شیر خوارگی و نوزادی ضربان قلب مادر نوعی لالایی برای کودک است ، به ویژه آنکه طبیعت انسان طوری است که مادرطفل را به هنگام شیر دادن به سینه   می چسباند و درست در همان موقع است که بچه شیرخواره، ضربان قلب مادر را می شنود و این همان صدایی است که این نوزاد در دوران جنینی ماهها با آن انس گرفته بود وحالا همین صدا در آغوش مادربرای او یک صدای آشنا و مانوس است.  

ذبیح زاده اظهار نمود که: قطعاً فروپاشى خانواده و عدم هماهنگى ميان زن و شوهر از عوامل بسيار خطرناكى است كه حيات خانوادگى را تهديد مى كند و قطعاً ضررهاو آسيبهاى آن نه تنها دامن زن و شوهر و فرزندان را فرا مى گيرد، بلكه احياناً به جامعه و نسلهاى بعدى نيزكشيده می شود.
عضوهیات علمی دانشگاه شمال- آمل در پايان متذكر شد که :ازعوامل فروپاشى خانواده میتوان به نبود هماهنگى فكرى ميان زن و شوهر،تحقيرزن، فقدان رفاه در خانواده، خيانت در زندگى زناشويى،شك وترديد،عقيم بودن و نازايى اشاره کرد.

 

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

             

دیدگاه   0