انتقادی به سریال پایتخت به قلم سید محسن مرعشی
10 فروردين 1397 ، دیدگاه 1
نوع اعتراض به تولید و پخش برنامه های سخیفی چون "سریال پایتخت" از تلویزیون, جنبه های مختلفی دارد و نیاز به واکاوی بیشتری دارد.
اینکه گویش بخشی از مردم کشور, سوژه شود و دستمایه ای جهت تولید سریال طنز گردد و در یک بازه ی زمانی چند ساله تولید شود و با وجود اهانتهای بسیار به لهجه و آوای میلیونها ایرانی, مورد استقبال مردم کشور قرار گیرد و در شادترین و خاص ترین روزهای سال پخش گردد و نهایتاً جزو پرمخاطب ترین سریال تلویزیون گردد, به واقع نیاز به بحث و گفتگوهای بسیار, با حضور  روانشناسان و جامعه شناسانی قَدَر دارد.
ساختار هنری چنین تولیدی همانند غالب محصولات تلویزیون, سطحی و دمِ دستی است و ارزش ورود ندارد!
به نظر من, نوع مواجهه ی مردم سرزمینمان -حتی خود شمالی ها- با چنین سریالی, نیاز بسیار به روانکاویِ فرهنگی دارد!
موضوعی که در تمامی این سالها معترضینی داشته, اما صدایشان به گوش تلویزیونیها نرسیده است و یا دست اندرکاران صداوسیما, اهمیتی برای نقد منتقدان قائل نشده اند!
چه فاجعه ای شده است;
اینکه در شمال ایران زندگی کنید, به ریشه و پیشینه ی تاریخی آن فخر بورزید, آداب و سنن و موقعیت جغرافیایی آن را دوست بدارید, عاشق صفا و صداقت و صمیمیت آباء و اجدادی خود باشید, مهمان نواز باشید و برایشان به سبب اصالت فرهنگی خود, سنگ تمام بگذارید;
و در همین حال;
مهمانان غیر بومیتان, در استان و شهر و خانه ی شما, در کنار خانواده ی شما, بر سر سفره ی شما, و از تلویزیون شما, به سادگی و گویش شما بخندند!
و غم انگیز تر اینکه نه تنها برخی هم ولایتیها, هم صدا با سایرین, به تمسخر خود و داشته های فرهنگی خود, از سر همان صداقت و سادگی و البته ناآگاهی می خندند, بلکه صدایی از مسئولین سیاسی و فرهنگی شهر های کهن و پرافتخار این مرز و بوم, در نمی آید! 
مسئولینی که جهت صیانت از حق و حقوق مردم, انتخاب و انتصاب شده اند و حال آنکه در مواردی اینچنین حساس به لحاظ فرهنگی, دچار سکوتی مرگبار و اسفناک گشته اند!
این فاجعه ی فرهنگی, عواقب زیانباری در پی دارد و در همین چند سال گذشته, شاهد بخشی از آن بوده ایم.
هویت شمالیها را با تاثیرگذارترین اسلحه ی هنری, یعنی -سینما- به گلوله بسته اند و آه از نهاد کسی برنخاست!
و چه دردناک است, وقتی معترض می شوی به این ترور شخصیتی و هویتی, همچنین به عملکرد پُرایراد مسئولین سازمان صداوسیما, برخی رسانه های کشور با استدلالِ -حفظ وحدت ملی- از نشر آن امتناع می کنند!
و حال آنکه وحدت ملی ما, سالهاست به سبب بی خردی برخی سودجویان فرهنگی, خدشه دار گشته است!
و غم انگیز است وقتی از متولیان شهر و استان تقاضای هم دردی دارید, فقط سکوت می شنوید!
و فاجعه بارتر اینکه وقتی نقد را منتشر می‌کنید, به جای همراهی, برخی اهالی رسانه معتقدند مشکلات مهمتری وجود دارد چون: پرداخت هزینه برق و آب و گاز, راههای ارتباطی روستاهابه شهر, مشکلات مدیریتی شهر در تمام سطوح, مشکلات نبود امکانات ورزشی و فرهنگی, مشکلات بیکاری وساماندهی کارگران, مشکلات عمرانی شهری و به قول ایشان; هزاران مشکل دیگر که باید به آنها پرداخته شود!
بد نیست این دوستان و اهالی قلم, به مطالعه ی بیشتر در حوزه ی وظایف خود بپردازند تا به نقش مهم فرهنگ و هویت; به عنوان زیرساخت در تمامی معضلات اجتماع, پی برند!
خوب است با نگاهی عمیق به عوامل توسعه, پررنگی اثر فرهنگ و هنر را دریابیم.
وقتی هویت فرهنگی قومی دستخوش استهزا و ریشخند قرار گیرد, دیگر جامعه ای نمی ماند که بخواهیم برای هزاران مشکل مردم آن, فعالیت کنیم !
و شک نکنید که اینهمه معضل موجود در جامعه, ریشه در عدم باور فرهنگ غنی و اصیل جامانده از هزاران سال تمدن ما دارد.
با بیت معروف و جاودانه ی سعدی بزرگ که حال و روز اکنون ماست, عرایضم را به اتمام می رسانم:
خانه از پایبست ویران است,
خواجه در بند نقش ایوان است!
 
سید محسن مرعشی مرزنگو

دیدگاه خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

             

دیدگاه   1

  1. سیده فاطمه مرعشی

    سیده فاطمه مرعشی

    سلام واحترام آسیدمحسن مرعشی با تشکر از دقت نظر حضرتعالی موضوع اینه که نه تنها لهجه و گویش شمالی بلکه فرهنگ این خطه از سرزمین عزیزمان نیز نیز در این مجموعه مانند بسیاری از گویش های دیگر، فرهنگ و اقوام مورد تمسخر و تحقیر فرار گرفته است و سرزمینی که مهد دانشمندان علما و هنرمندان اصیلی است را تا این حد تنزل داده است. که به نظر من بقدری توضیحش ساده است که باورکردنی نیست ولی دید متفکرانی چون شما نیاز به روانکاوی فرهنگی دارد.موصوع به نظر من خیلی ساده است بعضی فیلم سازها با شلوغ کردن صحنه برداشت و